ولنتاین: روز جشن یا روز چالش!

روز ولنتاین فرصتی عالی برای ابراز علاقه به افراد خاص زندگی تان است: همسرتان، فرزندانتان، دوستانتان و اعضای خانواده تان. از طرف دیگر این روز مانند یک شمشیر دولبه است. علاوه بر پرداخت مبالغ زیاد برای خرید گل رز، روز ولنتاین می تواند به تنش در روابط سالم منجر گردد.

سالها پیش زمانی که در مقطع دکتری تحصیل می کردم، در روز ولنتاین با جمعی از دانشجویان و اساتید برای ناهار در رستورانی گرد هم آمده بودیم. در حین صرف ناهار از یکی از دوستانم پرسیدم: “آیا قرار است امروز کار خاصی برای الهام انجام بدهی؟” او در پاسخ گفت: “امروز می خواستم برای او یک بسته گل رز بخرم، اما با دیدن قیمت منصرف شدم. فکر کردم شاید او به خاطر تهیه آن گل از دستم عصبانی شود، شاید هم نه … مطمئن نیستم.”

یکی از اساتید خانم در جواب گفت: “می دانم چه می گویی. من و همسرم یک رابطه فوق العاده داریم، اما هر سال در روز ولنتاین با هم مشاجره داریم. به نظر می رسد که این روز، تنها روزی از سال است که از دست یکدیگر ناراحت می شویم. تقریبا مطمئن هستیم که قرار است هر سال در این روز با هم بحثی داشته باشیم. فکر می کنم مشکل به انتظارات بر می گردد.”

انتظارات برآورده نشده به ناامیدی و حتی تنش منجر می شود … درست نیست؟ به نظر می رسد عدم مدیریت انتظارات، ریشه اصلی بسیاری از مشکلات حرفه ای و شخصی به خصوص در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری می باشد.

شاید فکر کنید که در مقطع کارشناسی ارشد می توانید مستقیما به سروقت انجام پایان نامه بروید، در حالی که در انتهای سال دوم می بینید که هنوز آن را شروع نکرده اید. شاید هم فکر کنید که کارفرمایتان شخصیت حمایتگری دارد ولی هنگام کار متوجه می شوید که به شما بی اعتنایی می شود یا بیش از حد تحمل شما، کارتان مورد بررسی قرار می گیرد.

از طرف دیگر شاید فکر کنید که عشق زندگیتان را پیدا کرده اید، ولی در روز ولنتاین او نمی تواند سر قرار حاضر شود، به این دلیل که او تا دیروقت مشغول کار بوده یا برای یک آزمون که قرار بود روز بعد برگزار گردد، آماده می شده است. طی مکالمه ای که هنگام ناهار صورت گرفت، شخصی بیان کرد که بیشتر جدایی های عاطفی در روز ولنتاین رخ می دهد.

به نوعی مدیریت ناامیدی در روز ولنتاین انعکاسی از نحوه برخورد ما با سرخوردگی های زندگی را نشان می دهد. اگر چیزی درست کار نکند، شما می توانید آن را با تلخی بپذیرید، آن را رها کنید یا سعی کنید که آن را بهتر نمایید. آخرین گزینه حداقل در کوتاه مدت بیشترین انرژی را از فرد می گیرد.

به نظر می رسد انجام ندادن هیچ کاری یا انصراف از دانشگاه آسان تر از معنابخشی به حجم زیادی از داده ها یا بهبود ارتباط با استاد راهنما باشد. با این حال احتمالا منافع بلند مدت تلاش برای یک هدف والا (مانند انجام پایان نامه، اخذ مدرک و ارتقاء آکادمیک) ارزش این همه سعی برای بهتر کردن شرایط را دارد.

فکر کنید، اگر بخواهید از دانشگاه انصراف داده و در رشته دیگری مجددا در دانشگاه ثبت نام نمایید، چقدر طول می کشد تا موفق به اخذ مدرک گردید؟ (البته، بعضی اوقات شرایطی پیش می آید که شروع دوباره بهتر از ماندن در یک مسیر و جنگیدن برای رسیدن به هدفی خاص است.  از قوه داوری خود استفاده کنید).

زمانی از یکی از دانشجویان مهندسی هوا فضا پرسیدم: “چطور در مقطع کارشناسی ارشد توانستی استرس خود را مدیریت کنی؟” او در جواب گفت: “من در این مقطع شرایط بسیار بسیار سختی داشتم. اما الان متوجه شده ام که طی این زمان دشوار خیلی چیزها را یاد گرفتم. اکنون هر وقت با شرایط دشواری مواجه شوم، تنها بر روی آن چیزهایی که یاد گرفتم تمرکز می کنم.”

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *