تاب آوری؛ برگردان یک مهارت از دانشگاه به صنعت

هنگامی که در مقطع دکتری تحصیل می کردم، همیشه با یکی از دوستانم درباره انتهای مسیر صحبت می کردیم. ما امید داشتیم که پس از اخذ مدرک، به خوشبختی، ثروت و یک زندگی آسان برسیم. اکنون که به انتهای مسیر رسیدم و به عنوان پژوهشگر در یک شرکت داروسازی مشغول به کار هستم، زندگی آسان تر شده است ولی همچنان مشکلات پابرجا هستند.

طی روزهای کاری پیوسته با سوالات علمی و مدیریت توازن کار-زندگی به چالش کشیده می شوم. در این نوشتار به بررسی تغییراتی پرداختم که برای انتقال از دانشگاه به بازار کار می بایست در زندگی خود به وجود آورم و تجربیات آکادمیکی که در نقش کنونی ام در بازار کار تاثیرگذار بوده اند را برجسته ساخته ام.

به عنوان شخصی که همیشه فعالیت دانشگاهی داشته و تابحال در هیچ شرکتی مشغول به کار نبوده، متوجه شدم که این تغییر بسیار چالش برانگیز بوده است. در مقطع دکتری مهلت های زمانی طولانی بودند – هفته، ماه و حتی سال. حال با مهلت های زمانی سروکار دارم که روز و حتی ساعت هستند. تا پیش از این در دانشگاه روزانه فقط سه بار ایمیلم را چک می کردم ولی الان می بایست به جهت حجم ایمیل های دریافتی هر ساعت آنها را چک کنم و زمانی که از تعطیلات بر می گردم می بایست یک روز کامل را به مرتب سازی ایمیل ها اختصاص دهم.

در دانشگاه با بسیاری از افراد مشغول در بازار کار در ارتباط بودم و همگی آنها در یک چیز مشترک بودند. به یاد می آورم که هر وقت از آنها می پرسیدم: “چه چیزی در بازار کار خوشایند شما نیست؟” و پس از شنیدن جواب نمی توانستم جلوی خنده خود را بگیرم. آنها همیشه پاسخ می دادند: “تعداد زیاد جلسات کاری.” با تجربه ای که خود در بازار کار کسب کردم متوجه شدم که این جلسات زمان زیادی از وقتم را می گیرند. بیشتر پژوهشگرانی که در صنعت مشغول به کارند مجبورند روزانه در چندین جلسه شرکت کنند و زمانی که در این جلسات نیستند می بایست آزمایش های خود را انجام دهند و گزارش آنها را بنویسند. هدف از این جلسات چیست؟

این مسئله مرا به نکته بعدی سوق می دهد: کار گروهی. در دانشگاه به عنوان دانشجوی مقطع دکتری با افرادی همکاری می کردم ولی اکنون یک پژوهشگر مستقل هستم که فقط در قبال پروژه خود مسئولیت دارم. در شرکتی که مشغول به کارم همزمان درگیر چندین پروژه هستم ولی فقط مسئولیت قسمت هایی از پروژه که در آنها تخصص دارم را به عهده دارم. طی جلساتی که می بایست در آنها شرکت کنم، اعضای گروه نتایج کار خود را مورد بحث قرار می دهند و مدیر پروژه درباره گام های بعدی تصمیم گیری می کند.

علیرغم تغییراتی که در زندگی خود به وجود آورده ام، شغل کنونی ام مرتبا خاطرات مورد علاقه ام از دانشگاه را به یادم می آورد. به عنوان یک پژوهشگر جوان هنوز زمان قابل توجهی از وقتم را در انبار تدارکات آزمایشگاه می گذرانم. هنوز روش های آزمایشگاهی را توسعه می دهم و نتایجی که معنای چندانی ندارند را بررسی می کنم.

با توجه به مطالبی که در بالا ذکر شد، اگر قرار بود با خود یک مهارت را از دانشگاه به بازار کار منتقل کنم، توانایی تاب آوری و شروع دوباره پس از شکست بود. به زبان ساده تر می توان آن را “جمع کردن خود و ادامه دادن” نامید.

در دانشگاه این عبارت را هر چند ماه یک بار با خود مرور می کردم و بر این باور بودم که ممکن است چندین بار از خانه اول شروع کنم، حتی اگر به نیمه راه رسیده باشم. در دانشگاه آزمایشات را چندین بار تکرار می کردم و با نتایجی غیر تکراری مواجه می شدم. در حین آزمایش اعضای بدنم صدمه می دیدند و همین امر باعث می شد تا برای مدتی نتوانم پشت کامپیوتر بنشینم. با این حال هر روز صبح بیدار می شدم و کار خود را دوباره شروع می کردم.

آنهایی که تجربه کار در آزمایشگاه در مقطع دکتری را دارند، احتمالا می دانند که چطور می بایست خود را به ادامه دادن مجاب کنیم، حتی زمانی که هیچ چشم اندازی از آینده نتایج را پیش روی خود نمی بینیم.

اکنون نیز با موانع متفاوتی دست و پنجه نرم می کنم. من یک مادر هستم و بسیار خوشحالم که با چالش های جالب خانوادگی مواجهم- ناگفته نماند که روزهای تعطیل باید صبح زود بیدار شوم! برای رسیدن به رضایت شغلی می بایست کارهای خود را در مهلت های زمانی کوتاه به سرانجام برسانم، روابط خود را با همکاران مدیریت کنم و از راهکارهای خلاقانه برای انجام پژوهش بهره گیرم. درست مانند دانشگاه، بسیاری از تلاش هایم با شکست مواجه می شوند – البته من آنها را شکست به حساب نمی آورم! اینجاست که تاب آوری، این نیروی نامرئی باعث می گردد تا هر روز صبح ساعت ۵:۳۰ بیدار شوم.

برای عبور از مقطع دکتری می بایست توانایی برخاستن پس از شکست و استقامت برای ادامه دادن مسیر مقابل را در خود تقویت نماییم. اگر به عنوان یک پژوهشگر دارای مدرک دکتری وارد بازار کار شده اید، سطح توقعات از شما بسیار بالا خواهد بود. نه تنها از شما انتظار می رود تا به کارهای روزمره خود برسید، بلکه می بایست توانایی مدیریت پروژه، توسعه آزمایشات جدید، جستجوی منابع تحقیق و انجام مقاله را دارا باشید.

تاب آوری و استقامت که طی مقطع دکتری به تدریج برای من به یک عادت تبدیل شد، اکنون به سنگ بنای حرفه ام به عنوان یک پژوهشگر در صنعت تبدیل گشته است. در انتها برای درک بیشتر از مهارت تاب آوری مطالعه کتاب تاب آوری: ۷ کلید طلایی برای یافتن نقاط قوت درونی و غلبه بر مشکلات زندگی، نوشته کارن ریویچ و اندرو شاته با ترجمه مهسار مشتاق، نشر ابوعطا توصیه می گردد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *