زندگی پس از انجام پایان نامه دکتری

زندگی پس از انجام پایان نامه دکتری: موفقیت یا پشیمانی!

پس از تقریبا چهار سال مبارزه، امروز انجام پایان نامه دکتری خود را به اتمام رساندم و آن را به استاد راهنما تحویل دادم. تا چند ماه آینده در جامعه به عنوان یک دکتر زبان شناس شناخته خواهم شد. اما اکنون با خود فکر می کنم که چه چیزی برای نمایش دارم؟

موفق شدم. بالاخره توانستم فرآیند انجام پایان نامه دکتری خود را به اتمام برسانم. پس از فشردن دکمه ارسال ایمیل خود در ساعت ۳ بعدازظهر، به اداره رفتم و همکاران خود را مشتاقانه به بستنی دعوت کردم. خب بالاخره باید جشن می گرفتم. هنگام انتخاب اسکوپ بستنی شکلاتی و وانیلی همه از من می پرسیدند چه احساسی دارم؟ به نظرم احساساتم چیزی بین غرور، خوشحالی و هیجان بود. البته باید اعتراف کنم کمی هم اضطراب وجود داشت. اما پس از پیاده روی تا خانه بیشتر احساس سردرگمی داشتم. الان احساس می کنم که خاطر جمع شده ام. نه به این خاطر که در انجام پایان نامه دکتری موفق شدم – که واقعا موفق شدم – بلکه بیشتر به این خاطر که همه چیز تمام شد. داشتم به یک موزیک شاد گوش می دادم که غرق در افکارم شدم – از الان باید به فکر یک چالش جدید باشم!

واقعا برای مدت زیادی احساس بیقراری داشتم. الان می خواهم یک ماجراجویی جدید را تجربه کنم. اگر چه فکر نمی کنم این امر گزینه مطلوبی برای اکنونم باشد. اما اگر در این مقطع از زندگیم نبودم – پس از انجام پایان نامه دکتری – بعید می دانم که ماجراجویی خود را متوقف کنم. کسی چه می داند که اکنون تصمیم دارم که به چه کشوری سفر کنم!

این نق زدن واقعا دیوانه ام کرده است و باعث احساس سردرگمی بیشتر برایم می شود. به خصوص الان که مجبورم به دنبال شغلی جدید باشم، شغلی که به زندگیم هیجان بدهد. الان تنها کاری که می خواهم انجام دهم این است که به یک مزرعه پرورش شترمرغ بروم یا تمام روز کیک مورد علاقه ام را بپزم یا برای مدت کوتاهی – شاید مدت زیادی – از چشم همه پنهان شوم. الان فکر کردن درباره همه اینها به من کمکی نمی کند. باید کمی واقع گرا باشم. حالا یا برنامه های عملی بیشتری به ذهنم می رسد یا راهی پیدا می کنم که بالاخره در مزرعه پرورش شترمرغم کیک مورد علاقه ام را بپزم! در هر صورت باید کاری کنم و برای آن می بایست مثبت اندیش باشم. یعنی – واو! من توانستم انجام پایان نامه دکتری خود را به اتمام برسانم!

خب، الان چه چیزی برای نمایش دارم؟

من خاطرات خوبی از همکاران، هم دوره ای ها و تفریحات خوابگاه دانشجویی دارم. به هیچ وجه نمی توانم از این که تلاش کردم و به اینجا رسیدم پشیمان باشم. اکنون می توانم به این انجام پایان نامه دکتری دیوانه کننده افتخار کنم، بالاخره می دانستم که می خواهم چه کاری انجام دهم. من مطمئنا به خودم ثابت کرده ام که به راحتی تسلیم نمی شوم و کنار نمی کشم. من اکنون تجربه ۴ سال کار بر روی یک پروژه را دارم (این مدت زمان زیادی برای انجام یک کار در یک محل است). به همین دلیل چیزهایی یاد گرفته ام – مانند چگونگی برخورد با افرادی در موقعیت بالاتر از خود – که در شغل آینده ام به دردم خواهد خورد.

حتی الان که مشغول نوشتن این مطلب هستم می خواهم از عباراتی مانند “اما” و “اگر چه” استفاده کنم. فکر می کنم که حرف های زیادی درباره این ۴ سال و احساس اتلاف وقت برای انجام پایان نامه دکتری که مرا خوشحال نکرده است، برای گفتن دارم. شاید هم انجام پایان نامه دکتری به من کمک کرد تا تجاربی در زندگی بدست بیاورم که اگر اقدام به این کار نمی کردم هرگز نمی توانستم آنها را تجربه کنم. اما در نهایت مهم نیست که از ورود به مقطع دکتری، انجام پایان نامه دکتری و به پایان رساندن آن پشیمان باشم یا نه و البته نمی توانم باز به گذشته برگردم. در هر صورت من هستم که تصمیم می گیرم داستان آینده من چه شکلی داشته باشد و فکر می کنم آن چه که به من هیجان می دهد، دقیقا شکل بخشیدن به داستان زندگی آینده ام است.

حالا از من بپرسید که چه احساسی دارم؟ فراتر از غرور، خوشحالی و هیجان! مواجهه با چالش بعدی زندگی!

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *