اگر دوباره وارد مقطع دکتری می شدم!

تا پیش از سال ۱۳۹۰، هیچ گاه تصور نمی کردم در مقطع دکتری تحصیل کنم. اما این اتفاق افتاد! اگرچه وصف تجربه ای را پشت سر گذاشتم دشوار است، صحبت از ۵ سال بی وقفه تحصیل و پژوهش و افکاری است که طی این مدت همواره ذهن مرا مشغول می داشت.

در این نوشتار از فداکاری­ هایی که فرد می­ بایست طی این طریق از خود نشان دهد یا دشواری­ هایی که می ­باید تحمل کند، سخنی به میان نمی ­آید – زندگی مانند یک جعبه شکلات است و شما می دانید که بعضی از آنها تلخ­تر از دیگریست. با وجود این، لیستی از اموری که در این مسیر به آن­ها پرداختم را می توانید در این مقاله مطالعه کنید.

اگر دوباره وارد مقطع دکتری می­شدم، توجه به این لیست می توانست اوقات خوشی را برایم رقم بزند و شما که در ابتدای این راه هستید، با مطالعه و تامل در این لیست می توانید تجربه فرح ­بخشی در این مقطع داشته باشید.

ارتباط خود با مقطع دکتری را مانند یک زوج خوشحال شروع می کردم

اگر در حال تحصیل در مقطع دکتری هستید و ازدواج کرده ­اید، می­دانید از چه صحبت می­کنم. البته شما نمی­ توانید به طور کامل وضعیت ارتباط و ازدواج خود را تحت کنترل خود داشته باشید، اما یک رابطه رومانتیک و حمایت خانواده می­تواند به شما کمک کند تا به آسانی از پس مشکلات برآیید.

دانشجویان با اراده و انعطاف­پذیری را می­شناسم که به خوبی زندگی شخصی و آکادمیک خود را مدیریت می­ کنند. با این حال، دانشجویان زیادی وجود دارند که یافتن مسیر خود را امری غیرممکن می­ پندارند.

آن­چه که سعی دارم تا بیان کنم این است که تعهدات خانوادگی بر تحصیل در مقطع دکتری تاثیر منفی ندارد، بلکه بالعکس، شما می­ توانید در حالی که بر روی پروژه مورد علاقه­ تان کار می ­کنید، از حضور در کنار عزیزانتان لذت ببرید.

با چیزی دمخور می­ شدم که بتواند گاهی اوقات برایم جایگزین کارهای جدی شود

هنگامی که در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل بودم، آشپزی را یاد گرفتم. در ابتدا، به دو دلیل آشپزی می­ کردم: ۱- صرفه­ جویی مالی ۲- اعطای پاداش به خود با پخت غذاهای خانگی که در سلف­ سرویس دانشگاه سرو نمی­شد. با این حال، با گذشت زمان متوجه شدم که این کار تجربه­ ای آرامش­بخش است که باعث تمدد اعصابم می ­گردد. سروکار داشتن با مواد اولیه تهیه غذا و ظروف آشپزخانه به من کمک می ­کرد تا کمی به کارهای آکادمیک فکر نکنم و مرا وادار می­ کرد تا میز تحریرم را ترک کنم و خود را با کار متفاوتی که خلاقانه هم هست درگیر کنم.

خود را درگیر نگارش مقاله و چاپ آن در مجلات می­ کردم

از آن­جایی که در ابتدا فکر نمی کردم که به عنوان یک پژوهشگر به دنبال شغلی آکادمیک باشم، قصد نگارش و چاپ مقاله در مجلات را نداشتم. استاد راهنمای من، مرا ترغیب کرد تا کم کم به این کار بپردازم و یک بار لینک فراخوان مقاله­ مجله ­ای در شماره ویژه اش را نشانم داد که موضوع آن با موضوع پژوهش من مرتبط بود. در این هنگام با یکی از پژوهشگران دانشکده ­ام صحبت کرد و مقاله ای را با او و استاد راهنمایم نوشتم. مقاله در آن مجله پذیرفته شد و بازخوردهای خوبی از سردبیر مجله دریافت کردم و سپس آن مقاله را برای ارسال نهایی اصلاح کردم.

وادار کردن خود به نگارش یک متن علمی سوای پایان نامه و رساله امری مطلوب است که کمک می ­کند تا در مدت زمان کمتری نسبت به فرآیند انجام پایان نامه، احساس موفقیت علمی را تجربه کنید. در این روند می­ توانید فرآیند ارسال مقاله به مجله را شروع و تجربه کنید و به تدریج مسیر خود را برای چاپ مقاله در مجلات معتبر هموار سازید.

کتابهایی را مطالعه می کردم و در کنفرانس­ های علمی شرکت می ­نمودم که خارج از حیطه تخصص خودم بود

آگاهی نسبت جریانات پژوهشی در حیطه ­های متفاوت علمی امری لذتبخش است. چه کسی می ­داند؟ شاید یک کنفرانس که به موضوعات دیگر رشته ­ها می ­پردازد، به شما کمک کند تا بتوانید درباره حیطه مطالعاتی خود ایده­ پردازی نمایید و ایده ­هایی به ذهنتان خطور کند که تنها با مطالعه ادبیات تحقیق رشته خود به آنها دست نمی ­یافتید. قدم گذاشتن به محیط­ های جدید و ناآشنا که باعث خروج از محدوده امن شما می­ گردد، می تواند برای شما تجارب شگرفی را به ارمغان آورد.

مخاطب وبسایتی مرتبط با پژوهش می­ شدم

اگر بدانید که افراد دیگری هم هستند که شرایط مشابهی دارند، دیگر احساس تنهایی نمی­ کنید. بعضی از پژوهشگران توصیه­ های کاربردی خود را در وبسایت خود قرار می­ دهند. وبسایت موسسه علمی پژوهشی فخر رازی یکی از وبسایت­ های مورد علاقه من است. شما می­ توانید این وبسایت و وبسایت­ های مشابه را در پوشه بوک­مارک مرورگر خود ذخیره نمایید و هر از چند گاهی به این وبسایت­ ها سر بزنید.

دوستی پیدا می­ کردم که از من انتقاد کند

چنین دوستی، شخصی است که بتواند هنگام نگارش متون علمی انتقادات سازنده ­ای نماید و بازخوردهایی را به شما ارائه کند که حتی توسط خودتان – و استاد راهنمایتان – هم قابل کشف نیست. هنگامی که در فرآیند انجام مقاله و پایان نامه با مانع روبرو شده­ اید، برای برون ­رفت از این شرایط با چه شخصی می­ توانید رایزنی کنید؟ چه کسی می­تواند خطاهای دستور زبانی متن شما را با جزئیات به شما نشان دهد؟ چه شخصی می ­تواند نظرات انتقادی خود را نسبت به کارتان بیان کند؟ و چه شخصی از شما انتظار دارد که شما هم کار او را نقد نمایید؟

چنین شخصی را می­توانید در حیطه پژوهشی مشابه ولی در رشته­ ای متفاوت بیابید و اگر بتوانید مرتبا با او ملاقات داشته باشید و رودررو صحبت نمایید – هر ماه یک بار – قادر خواهید بود تا از مزایای آن بهره ببرید.

از فرصت تدریس استفاده می­ کردم

چه در دنیای آکادمیک بمانید یا وارد صنعت شوید، پرورش توانایی انتقال تخصص­تان به قالب و زبانی قابل فهم برای دیگران امری ضروری است. معمولا دانشگاه ­ها فرصتی فراهم می­ آورند تا دانشجویان مقطع دکتری به عنوان استاد راهنمای دانشجویان مقطع کارشناسی، سرپرستی آنها را به عهده گیرند. در این مقام می­ توانید تدریس به دیگران و انتقال آموخته ­هایتان را تمرین نمایید.

خاطرات خود در مقطع دکتری را در یک وبلاگ منتشر می­ کردم

متاسفانه این، کاری بود که نتوانستم به انجام برسانم. اکنون با خود می­ گویم ای کاش می­توانستم تا در مراحل متفاوت پژوهشم در مقطع دکتری اتفاقاتی که برایم رخ داد را در یک وبلاگ منتشر می­ کردم تا دیگران هم بتوانند با اتفاقاتی که ممکن است یک دانشجوی مقطع دکتری مواجه گردد، آشنا شوند. این امر می­ توانست به من کمک کند تا نوشتن را تجربه کنم – که خود می­توانست مقدمه ­ای برای نگارش مقاله و رساله ­ام باشد – و در عین حال پژوهشگرانی مخاطب وبلاگم گردند که بطور بالقوه همکاران آینده ­ام شوند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *