انجام پایان نامه حین تحصیل--موسسه علمی پژوهشی فخر رازی

چطور می توان در حین گذراندن واحدهای تحصیلی بر روی انجام پایان نامه تمرکز کرد؟

انجام پایان نامه حین تحصیل--موسسه علمی پژوهشی فخر رازی

در ابتدای آخرین نیمسال تحصیلی خود – که سنوات تحصیلی ارفاقی محسوب می شد – در مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد بودم که دوباره به خانه اول برگشتم! پس از ۲ ساعت بحث، اساتید راهنما و مشاورم به این جمع بندی رسیدند که ۸۰ درصد داده های پژوهش من برای شروع انجام پایان نامه مناسب نیستند.

تعدادی از کشت یاخته های من توسط مخمری آلوده شده بودند و این امر یافته های پژوهشم را در معرض خطر قرار داده بود. بنابراین برای فارغ التحصیلی قبل از اتمام سنوات تحصیلی مجبور بودم طی یک نیمسال پروژه ای جدید را شروع کنم که به اندازه کافی داده صحیح تولید نماید. مشکل اینجا بود که هر کدام از اساتید راهنما و مشاورم توصیه های متفاوتی برای انجام پایان نامه ام داشتند.

با انتخاب سه گزینه ای که تقریبا هیچ کدام به هم ربطی نداشتند، به فلج تحلیلی (analysis paralysis) مبتلا شدم. در ابتدا با خودم فکر کردم که سه پروژه متفاوت را به صورت موازی جلو ببرم و ببینم که از کدام یک از آنها نتایج بهتری بدست می آورم، اما به تنها چیزی که فکر نمی کردم این بود که نمی توانم آنها را به انجام برسانم.

به دلیل تایپ و کارهای آزمایشگاهی و همچنین استرس روانی اتمام سنوات تحصیلی، در سال گذشته با التهاب در دستانم دست و پنجه نرم می کردم. برای جلوگیری از آسیب دائمی به تاندون های دستم مجبور بودم که ساعات کار با کامپیوتر را به ۴ ساعت کاهش دهم. چطور می توانستم ظرف مدت کمتر از یک نیمسال پروژه جدیدی را در چنین شرایطی شروع کرده و به پایان برسانم؟

در حالی که نمی توانستم تصور کنم در حین فداکاری هایی که خانواده ام برای فرستادن من به دانشگاه کرده بودند، انصراف از دانشگاه را با خانواده خود مطرح کنم، از خودم می پرسیدم که اصلا نیازی بود که وارد مقطع کارشناسی ارشد شوم؟ در این فکر غوطه ور شده بودم که پس از این همه تلاش و صرف زمان و انرژی و پول می بایست با درجه کارشناسی وارد بازار کار شوم.

بهانه شرایط پزشکی برایم بسیار شرم آور بود، چون دیگر افراد با شرایط پزشکی وخیم تر از من به هر نحوی که شده بود از مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شده بودند. اگر تلاش نمی کردم، آنگاه مجبور بودم که ۵ نیمسال کار پژوهشی را رها کنم (با این کار هیچ مقاله چاپ شده ای نداشتم، اما در عین حال تجربه پژوهشی ارزشمندی برای خود ذخیره کرده بودم) و مجبور بودم که همیشه انگ دانشجوی انصرافی را تحمل کنم، بنابراین، با خودم عهد کردم که برای انجام پایان نامه ام در آن نیمسال هر کاری که می شد را انجام دهم.

می دانستم که کار آسانی در پیش ندارم، چون می بایست با افکار منفی، تردید نسبت به توانایی های خودم و محدودیت های فیزیکی به دلیل شرایط پزشکی که داشتم، می جنگیدم. همانطور که یادداشت های خودم در جلسه ای که با استاد راهنما و استاد مشاورم داشتم را مطالعه می کردم، متوجه شدم که عامل اصلی که مرا عقب نگه داشته بود، شرایط پزشکیم نبود. ریشه استرس روانیم، کمبود تمرکز و اعتماد به نفس برای انجام پایان نامه ام بود.

تا به این جای کار بالاترین اولویتم راضی نگه داشتن دیگران از جمله خانواده، دوستان، همکاران و اساتید راهنما و مشاورم بود. نه تنها به خاطر سه گزینه پیشنهادی استاد راهنما و استاد مشاورم، بلکه جهت تعهدات و انتظارات تصنعی به اطرافیانم تحت فشار بودم. اکنون زمان تغییر استراتژی و اولویت بندی آموزش، انجام پایان نامه، شغل و زندگی بود. بنابراین با این تغییر استراتژی توانستم نهایتا فارغ التحصیل شوم.

افکارتان را مرتب کنید.

مرتب سازی افکار--موسسه علمی پژوهشی فخر رازی

زمانی که احساس می کنید به دلیل شرایط مختلف تحت فشار روانی هستید، سازماندهی افکار و تمرکز امری بسیار دشوار است. اگر ندانید برای رسیدن به اهداف کاری و زندگی، دقیقا چه کارهایی باید انجام بدهید، مطمئنا به این دلیل است که دارای افکار مشوش هستید. ممکن است که در انتهای روز احساس خستگی کنید، در حالی که ندانید چطور زمان خود را از دست داده اید.

تنها راه شفاف شدن مسیر مقابلتان این است که احساس کنید که از بالا به همه چیز مشرف هستید و این امر منوط به این است که تمامی تعهدات، اتلاف زمان و فشارهای روانی را از ذهنتان خارج کنید.

پس از این که متوجه شدم به خاطر شرایط مختلف تحت فشار هستم، همه مسائلی که زمان و انرژی من را می گرفت (کار، ملاقات های دوستانه، جلساتی که با پزشکم جهت درمان دست هایم داشتم، تمامی گروههای دانشجویی که عضو آنها بودم، کارهای خانگی، برنامه ریزی های شغلی و …)، را یادداشت کردم.

زمانی که اولین لیست از این موارد را تمام کردم (به این دلیل “اولین” گفتم که این لیست رو به رشد بود)، ناگهان به طور همزمان احساس آسودگی خاطر و شگفتی کردم. تعجبی نداشت که برای انجام پایان نامه هیچ تمرکزی نداشتم. تا آن زمان همه حواس و توجهم سمت تعهدات مختلفی بود که داشتم. بعضی از این تعهدات لازم و ضروری بودند، اما آیا نیاز بود که در تمامی فعالیت های اجتماعی که دعوت شده بودم، شرکت کنم؟ می توانستم ارتباطم را با گروههای دانشجویی قطع کنم؟ برای پاسخ دادن به ایمیل هایم چقدر زمان در روز نیاز داشتم؟

ایجاد لیست “عوامل استرس زا” به شما قدرت می دهد.

شما نمی توانید کاری انجام دهید (حداقل به طور موثر)، مگر این که بدانید دقیقا به چه چیزی متعهد هستید. تا زمانی که این تعهدات در ذهن شما هستند، به طور واضح نخواهید دانست که چه کارهایی باید انجام دهید و چقدر زمان می بایست صرف این کارها کنید.

هنگامی که لیستی از هر چیزی که ذهن شما را مشغول می کند، تهیه کنید، آنگاه می توان چالش ها را تعریف و بر آنها غلبه کرد. حال می توانید درباره کارهایی که می بایست انجام دهید، فکر کنید. می توانید به بهترین نحو ممکن آنها را انجام دهید، انجام آنها را به شخص دیگری محول کنید یا به طور کلی آنها را پاک کنید.

بزرگترین چالش دوران کارشناسی ارشدم انجام پایان نامه ام در مدت کمتر از یک نیمسال بود. در لیست فوق الذکر، تمامی تعهدات شخصی و تصمیماتی که می بایست بر اساس توصیه های استاد راهنما و استاد مشاورم می گرفتم را نوشتم.

اول از همه تمامی فعالیت های اختیاری (از جمله تفریحاتی که پس از اتمام انجام پایان نامه آنها را از سر گرفتم) را از فهرست حذف کردم تا زمان و انرژی ام را به طور کامل برای انجام پایان نامه اختصاص دهم. همچنین زمان پاسخدهی به ایمیل و زمان های اختصاص داده شده به تعهدات شخصی را کاهش دادم و با این کار توانستم به خوبی از پس این تعهدات برآیم (یک ساعت برای پاسخدهی به ایمیل، تلفن و … و یک ساعت برای انجام کارهای خانگی ).

در نهایت با برنامه ریزی توانستم قبل از جلسه با استاد راهنمایم، روزانه دو ساعت وقت صرف ادبیات تحقیق کنم. بنابراین توانستم پروپوزالی بنویسم که فکر می کنم بهترین پروپوزالی می توانست باشد که انجام شده است. اگر چه پایان نامه ام طی نیمسال آخر بر اساس یافته های پژوهش و ادبیات تحقیق شکل گرفت، ولی تعهد به برنامه ریزی زمانی و تمرکز بر روی انجام پایان نامه ام به من کمک کرد تا بتوانم قبل از اتمام نیمسال آخر از پایان نامه ام دفاع کنم.

فقط باید از قدم بعدی آگاهی داشته باشید.

رانندگی در طوفان برف--موسسه علمی پژوهشی فخر رازی

عدم اطمینان می تواند بدترین دشمن یا بهترین دوست شما باشد. اگر به سبک زندگی دانشجویی و یک کار معمولی که تمامی موارد مورد نیاز موفقیت در آن امری روتین باشد، عادت کرده باشید، عدم اطمینان برای شما به امری بی نهایت ناامید کننده تبدیل خواهد گشت.

ترسیم مسیری کامل برای انجام پایان نامه امری تقریبا غیر ممکن است. برای تعریف موضوع پایان نامه و انجام مطالعات (آزمایشگاهی یا نظری) می بایست پژوهشی انجام دهید. در این مقطع عدم اطمینان فلج کننده می باشد. اگر ندانید که قرار است کجا بروید، چطور می توانید به مقصد برسید؟

چرخه ای که بارها در آن گرفتار شده بودم (خواندن ادبیات تحقیق، جمع آوری داده، ارائه آن در جلسه با استاد و رها کردن آن بنا به هر دلیلی) برایم به امری خسته کننده تبدیل شده بود. همانطور که مهلت سنوات تحصیلی من رو به پایان بود، با هر روز عدم اطمینان و عدم اطلاع از کارهایی که می بایست برای اتمام پایان نامه ام انجام دهم، بیشتر دچار استرس می شدم. اما به خودم متعهد شدم که تمام انرژیم را برای انجام پایان نامه و یافتن راهی برای کنار گذاشتن موانع صرف کنم. اگر چه درباره چگونگی استفاده از زمان مطمئن نبودم، این تعهد باعث گردید تا هر روز کاری را در راستای پایان نامه ام انجام دهم. ناگهان برایم اتفاقی جالب افتاد!

هر دفعه که کاری برای پیشرفت در پایان نامه ام انجام می دادم (مطالعه مقاله، نگارش بخشی از پایان نامه، شروع یک آزمایش، بحث با استاد راهنما) مسیر روبرویم برای من روشن تر و شفاف تر می شد. علیرغم وجود احساسی مشابه گذر از تونلی بسیار تاریک بدون هیچ راهنمایی، پایان نامه ام شروع به شکل گرفتن کرد. با نگاهی به گذشته، متوجه شدم که مهم نیست چه تعداد مقاله مطالعه کرده ام و پیش بینی نتایجی که به انجام پایان نامه ختم می شد، هیچ گاه برایم میسر نبود. ناچار بودم جهت استقامت داشتن برای انجام پایان نامه علیرغم فشارهای روانی، عدم اطمینان را تحمل کنم. زمانی که به جای مقاومت در برابر عدم اطمینان، وجود آن را پذیرفتم، توانستم شفافیت در فرآیند انجام پایان نامه در نیمسال آخر را بدست بیاورم.

این امکان وجود دارد که از شکل پایان نامه خود در انتهای کار خبر نداشته باشید، اما خوشبختانه به لطف وجود استاد راهنما و استاد مشاور، الزاماتی که طی انجام پایان نامه نیاز دارید را در اختیار دارید. نیازی نیست که از جزئیات فرآیند انجام پایان نامه اطلاع داشته باشید اما با این حال می توانید قدم بعدی را بردارید.

تصور کنید که انجام پایان نامه مانند رانندگی در طوفان برف می باشد. اگر چراغ های جلوی ماشین شما باعث گردد تا فقط چند قدم جلوتر از خود را ببینید، زمان رانندگی پیچ های جاده را نیز می توانید ببینید. با هر قدمی که بر می دارید سفر شما شکل می گیرد و فقط زمانی می توانید بدانید که چه کاری می بایست انجام دهد که شروع به فعالیت نمایید.

در حین پیشرفت فرآیند انجام پایان نامه صبور باشید.  بعضی از جوابها زود به ذهنتان نمی آید، اما پس از یک پیاده روی، روزی تعطیل و یا جلسه ای با استاد راهنما جرقه ای در ذهنتان زده می شود.

در میانه شرایط عدم اطمینان، استرس و فشارهای روانی که طی روند انجام پایان نامه اتفاق می افتد، با یادآوری این امر به خود که لازم نیست در انجام هر کاری کامل باشید، می توانید آرامش خود را حفظ کنید.

زمانی که متعهد شدید تا هر روز کاری را برای انجام پایان نامه خود انجام دهید و بر روی اهداف خود متمرکز بمانید، آنگاه پایان نامه شما شروع به شکل گرفتن می کند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *