هنرهای سیاه آکادمیک

هنگامی که مک دونالد در دهه ۸۰ میلادی در معرض انتقادات گسترده مبنی بر آزار حیوانات قرار گرفت، این انتقادات را با طراحی تصویری از مسئولیت اجتماعی شرکتی – فعالیت هایی که پیش برنده سود و منفعت اجتماعی بوده  فراتر از منافع سازمان و آن چیزی است که قانون بایسته می دارد – پاسخ داد. این پاسخ بر مراقبت از حیوانات اهلی خانگی که در نهایت به همبرگر و ناگت تبدیل می شوند، اصرار داشت.

با رشد تجاری سازی تحقیقات آکادمیک، مجلات علمی دست به کار مشابهی زدند. شماری از سردبیران مجلات به برجسته سازی نقش ناشران در دفاع از استانداردهای پژوهش در مواجهه با شیوع موارد سوء رفتار دانشگاهی پرداختند.

سردبیر مجله Journal of Management Studies در یکی از شماره های مجله در سرمقاله خود رشد مسئله رفتارهای ضداخلاقی در چاپ مقالات علمی – به ویژه با توجه به مقالات ریترکت شده این مجله – را مطرح نمود. باید توجه داشت که این رفتارها تنها به مجله JMS محدود نمی شود و دیگر مجلات مانند The Leadership Quarterly را نیز شامل می گردد.

سردبیر مجله JMS نوشته است که ممکن است افزایش حجم فشار برای چاپ مقالات، پژوهشگران را درگیر رفتارهای ضداخلاقی مانند سرقت علمی، گزارش اشتباه نتایج تحقیق و داده سازی نماید.

این حجم فشار برای کسانی که در محیط علمی و آکادمیک ایران رشد کرده و قرار دارند، بسیار آشناست. این امر برای پژوهشگران خبره مانند بازار سودآور نقل و انتقالات فوتبال و تنزل رتبه برای بازیگران ضعیف  می باشد. چنین پاداشی جهت بردن مسابقه چاپ مقاله – و معیارهای تادیبی برای بازندگان – سبب می گردد تا بازیگران منغعت طلب از هر فرصتی استفاده کنند تا شرایط مسابقه را به نفع خود تغییر دهند.

اما آن چه که سردبیر مجله JMS از قلم انداخته است، پژوهش هایی هستند که در طبقه بندی شبه قانونی سوء رفتار آکادمیک جای نمی گیرند و تهدیدی برای استانداردهای تحقیق محسوب می گردند. ما در اینجا درباره ترفندهایی صحبت می کنیم که پژوهشگران برای افزایش احتمال چاپ مقاله خود در مجلات معتبر استفاده می کنند.

ترفندهای چاپ مقاله

بخشی از این ترفندها در ذیل ذکر شده اند:. انجام مقاله به همراه یک پژوهشگر ارشد و درج نام او به عنوان نویسنده همکار. استناد به مقاله اعضای هیئت تحریریه مجله ای که قرار است مقاله به آن مجله ارسال گردد. جمع شدن عده ای از پژوهشگران و درج نام گروهی در مقالاتی که به صورت انفرادی کار شده اند.

بعضی از پژوهشگران که به عنوان استاد راهنما، هدایت رساله دانشجویان دکتری را بر عهده دارند، موضوع پژوهش را طوری جهت می دهند که مطابق با حوزه تخصصی شخص استاد راهنما باشد تا بتوانند همکارانی برای آینده پرورش دهند و از داده های پژوهش آنها نیز استفاده کنند. بعضی دیگر از پژوهشگران موضوعاتی را دنبال می کنند که احتمال استناد به آنان بیشتر باشد و به میزان علاقه خود به موضوع و اهمیت آن بی توجه هستند. سردبیر مجله JMS درباره این موارد سکوت اختیار کرده است و دلیل آن نیز واضح است: مجلاتی که دارای ضریب تاثیر بالایی باشند نیز در تولید هنرهای سیاه آکادمیک مشارکت دارند.

اشتیاق برای کسب اعتبار

پژوهشی در سال ۲۰۱۴ نشان می دهد که سطوح مختلف چنین بازی در دنیای آکادمیک جایگاه خود را یافته است و نه تنها در بین نویسندگان بلکه سردبیران مجلات معتبر به امری متعارف تبدیل گشته است.

سردبیران دائما دو چشم خود را به جایگاه مجله دوخته اند و سعی بر این دارند که ضریب تاثیر و اعتبار مجله خود را افزایش دهند. این امر با چاپ بیشتر مقالات، افزایش شمارگان چاپ و چاپ مقالات مروری تحقق می یابد.

این بازی با اعمال سیاست دوگانه ارسال مقاله نیز انجام می شود: دعوت از پژوهشگران صاحب نام برای ارسال مقاله و اعمال داوری غیر معمول مقالات آنها و در نتیجه افزایش استناد به مقالات مجله و در عین حال نگهداری نرخ رد مقاله در بالاترین حد ممکن – دیگر معیار ارزیابی کیفیت مجلات – برای دیگر پژوهشگران.

سردبیران بعضی از مجلات خواهان آنند تا نویسندگان به مقالاتی که پیش از این در مجلات آنها به چاپ رسیده اند، استناد نمایند تا ضریت تاثیر این مجلات افزایش یابد. این امر به بالا رفتن نرخ استنادات داخلی مجله منجر می گردد.

شاید به نظر برسد که سردبیر مجله JMS اهمیت اخلاق در چاپ مقاله را برجسته ساخته است. ولی با نگاهی به چک لیست رسمی این مجله در می یابیم که مجله از نویسندگان می پرسد که آیا پژوهش حاصل کار خود آنهاست و این که پیش از این جای دیگری به چاپ نرسیده باشد.

آن چیزی که در این چک لیست جای آن خالی است، سوال از رفتارهایی است که نه کاملا قابل قبول و نه کاملا غیر قانونی هستند.

تقسیم اخلاق چاپ مقاله به سفید و سیاه باعث می گردد تا توجهات به سمت منطقه خاکستری – جایی که اهدافی مانند پیشرفت های شغلی و مزایای حرفه ای وجود دارند – جلب نگردد. بدون شک سرقت علمی و دیگر اشکال صریح سوء رفتار آکادمیک باعث تخریب حرفه پژوهش می گردند. این ترفندهای زیرکانه و فراگیر نیز به شیوه ای نامرئی یکپارچگی دانش را تحلیل می برند.

نیاز است تا درباره نحوه درگیری پژوهشگران در هر گام از فرآیند چاپ مقاله – از انتخاب موضوع پژوهش و همکاری با نویسندگان همکار تا ارسال مقاله به مجله و پاسخ به نظرات داوران – شفافیت بیشتری حاصل آید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *